کلمه جو
صفحه اصلی

دیوار پرده

فرهنگ فارسی

پرد. پرنگار آویختن به دیوار را .

لغت نامه دهخدا

دیوارپرده. [ دی پ َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) و پرده پرنگار آویختن به دیوار را. پرده منقشی که بدیوار نصب میکنند. ( ناظم الاطباء ).


کلمات دیگر: