جیبر. [ ب َ ] ( اِ ) فرادیس بود که جمع فردوس است که بوستان و بهشت باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
جیبر. [ ج ِ ب ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول. دشت گرم سیر مالاریایی. سکنه 100 تن. آب آن از رودخانه دز. محصول آن غلات ، برنج ، کنجد و شغل اهالی زراعت و راه آنجا مالرو است. ساکنین از طایفه ٔبختیاری می باشند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جیبر. [ ج ِ ب ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول. دشت گرم سیر مالاریایی. سکنه 100 تن. آب آن از رودخانه دز. محصول آن غلات ، برنج ، کنجد و شغل اهالی زراعت و راه آنجا مالرو است. ساکنین از طایفه ٔبختیاری می باشند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).