کلمه جو
صفحه اصلی

بچه سال


مترادف بچه سال : خردسال، کم سن وسال، نابالغ، نوجوان، کم سال

متضاد بچه سال : کهن سال

فرهنگ فارسی

خردسال زنی که بسیار جوان است .

لغت نامه دهخدا

بچه سال. [ ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) خردسال. دختر یا پسری که سنش کم باشد. زنی که هنوز بسیار جوان است.

پیشنهاد کاربران

آروین
کسی که به بلوغ عقلی نرسیده

آورین و امیر ممد
کسی که به بلوغ عقلی نرسیده

بیشتر داخل چت ها استفاده میشه ( فضای مجازی ) .

بچه سال به طرفداری گی تی لز میگن که همه جنده اسگل هستند

به طرفداران گروه پاپ کره ای بی تی اس گفته می شود که اکثرا هم کمتر از پانزده سال سن را دارا هستند


کلمات دیگر: