کلمه جو
صفحه اصلی

عواق

لغت نامه دهخدا

عواق. [ ع ُ ] ( ع اِ ) آوازی است که از شکم ستور برآید وقت رفتار. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). صوتی است که از شکم دابه خارج میشود هنگام راه رفتن. ( از اقرب الموارد ). عَویق. رجوع به عویق شود.

عواق. [ ع َ واق ق ] ( ع اِ ) عواق النخل ؛ نهال ریزه خرما. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).

عواق . [ ع َ واق ق ] (ع اِ) عواق النخل ؛ نهال ریزه ٔ خرما. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).


عواق . [ ع ُ ] (ع اِ) آوازی است که از شکم ستور برآید وقت رفتار. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). صوتی است که از شکم دابه خارج میشود هنگام راه رفتن . (از اقرب الموارد). عَویق . رجوع به عویق شود.



کلمات دیگر: