کلمه جو
صفحه اصلی

کن سفید

لغت نامه دهخدا

کن سفید. [ ک َ س ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بهمئی سردسیر است که در بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان واقع است و 120 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

کن سفید. [ ک َ س ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان طیبی گرمسیری است که در بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان واقع است و 320 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

کن سفید. [ ک َ س ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان بهمئی سردسیر است که در بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان واقع است و 120 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).


کن سفید. [ ک َ س ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان طیبی گرمسیری است که در بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان واقع است و 320 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).



کلمات دیگر: