زدن عود نواختن عود بصدا در آوردن عود و عود از وسایل طرب بود
عود سازی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
عودسازی. ( حامص مرکب ) زدن عود. نواختن عود. بصدا درآوردن عود، و عود از وسایل طرب بود. رجوع به عود شود :
ز دلها کرده در مجمرفروزی
به وقت عودسازی عودسوزی.
ز دلها کرده در مجمرفروزی
به وقت عودسازی عودسوزی.
نظامی.
کلمات دیگر: