کلمه جو
صفحه اصلی

عواره

لغت نامه دهخدا

( عوارة ) عوارة. [ ع َوْ وا رَ ] ( ع ص ) بددل. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ).

عوارة. [ ع ُ رَ ] ( اِخ ) آبی است ازآن ِ بنی سُکَین ، و سکین رهطی است از فزارة. و گویند آن در ساحل جریب است ازآن ِ فزارة. ( از معجم البلدان ).

عوارة. [ ع َوْ وا رَ ] (ع ص ) بددل . (آنندراج ) (غیاث اللغات ).


عوارة. [ ع ُ رَ ] (اِخ ) آبی است ازآن ِ بنی سُکَین ، و سکین رهطی است از فزارة. و گویند آن در ساحل جریب است ازآن ِ فزارة. (از معجم البلدان ).



کلمات دیگر: