کلمه جو
صفحه اصلی

رحیم کن کن

دانشنامه عمومی

رحیم کَن کَن، یا رحیم کَن کان (درگذشت: ۱۳۰۶ هجری قمری در طهران)، از الواط و جاهلان معروف طهران در دوره قاجاریه و نایب فراشخانه شاهی در عصر ناصرالدین شاه قاجار بود. عمدهٔ شهرت وی در تاریخ های عصر قاجاریه، بواسطهٔ گُندگی هیکل و تنومندی جُثّهٔ او و اعضای خانوادهٔ اوست، که در طهران آن روزگار کم نظیر و بلکه بی نظیر بود. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، در شرح حالی که پیرامون این مرد تنومند نوشته است، اشتهار او با عنوان رحیم کن کن را بواسطهٔ شغل او، که کن کنی بوده دانسته و نوشته است که شغل کن کنی، به معنای مبال پاک کنی بوده و این مرد عظیم الجثه، در واقع به شغل تمیزکردن و شستشوی مستراح اشتغال داشته است. امّا مهدی بامداد می گوید که کن کان در ترکی به معنای مقنی (چاهخو یا چاهکن) است.البته بایدتاریخ فوت رحیم کن کن بعدازاین باشدچون مادربزرگ بنده اورادیده بودومیگفت روی تخت روان غلام سیاهاش اینورواونورمیبردنش یعنی حدود100یا105سال پیش.(طاهری)
محمدحسن خان اعتمادالسلطنه (۱۳۵۷)، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، به کوشش ایرج افشار.، امیرکبیر
بر اساس نوشتهٔ مهدی بامداد، رحیم کن کن، مردی تنومند و خیلی گنده بود که سه پسر و یک دختر داشت و پسرها و دخترش نیز مانند خود او، خیلی گُنده بودند و نظیر آنان در گندگی در طهران کمتر یافت می شد. وی که نخست در تبریز و بعد در تهران به شرارت و چاقوکشی و قمه کشی اشتغال داشت، در جوانی به فراشخانه محمدشاهی پیوست و سپس کم کم در فراشخانه پیشرفت کرد و در عصر ناصرالدین شاه، نایب فراشخانه شد. وی بر اثر چند اتفاق به ثروتی بسیار رسید و بعد از طریق مرابحه یا به قول امروزی: نزول خوری ثروتش را توسعه داد.
اعتمادالسطنه در روزنامه خاطرات خویش دربارهٔ پیشینهٔ وی می نویسد که اصل رحیم کن کن از تبریز بود و از الواط نامی آذربایجان محسوب می شد. وی در آغاز به شغل کن کنی که برخی معنای آن را مبال پاک کنی، یا تمیز کردن مستراح دانسته اند، اشتغال داشت و در عین حال از طریق الواطی روزگار می گذرانید و حتی در آنجا مرتکب چندین قتل شده بود. وی بر اثر این شرارت ها آثار چندین زخم قمه و کارد در صورت و بدن خویش داشت که تا پایان عمر با وی باقی ماندند.
در سال ۱۲۵۰ هجری قمری و هنگامیکه محمدشاه قاجار به پادشاهی رسیده بود و از تبریز که زیستگاه ولیعهد بود، به سمت طهران می آمد، رحیم کن کن با اردوی وی همراه شد و جزو فراشخانهٔ محمدشاه به طهران آمد. وی در طهران نیز، دست از شرارت و الواطی برنداشت و با تکیه به جثهٔ تنومند و زوربازوی خود، به اعمال گذشته ادامه داد. اما این بار اجزای فراشخانهٔ شاهی و از جمله حاجی علیخان حاجب الدوله ، که فراشخانهٔ دربار به او سپرده شده بود، در صدد تنبیه شدید وی برآمدند و یک گوش رحیم کن کن را بریدند و کف دست او گذاشتند.


کلمات دیگر: