کلمه جو
صفحه اصلی

رخداد لکستان

دانشنامه عمومی

لکستان بخشی از اطراف سلماس است که دارای نه پارچه آبادی می باشد. اهالی آنجا عموماً دامدار و ایلات و به شجاعت و سلحشوری مشهور بودند.
پس از پایان جنگ بین الملل اول و رفتن قشون عثمانی از ایران، سیمیتقو که رئیس ایل کرد شکاک بود، در غرب آذربایجان طغیان نمود و حمله به مناطق مجاور را آغاز کرد و برای کردستان استقلال می خواست. این گونه سلماس و اورمیه دوباره گرفتار ناامنی شدند و و هر روز تلگراف های ناله و فریاد از مردم می رسید. در این بین مردم لکستان متّحد شده و به کردان راه نمی دادند ولی هر روز بیم حمله می رفت و پیاپی به تبریز نامه نوشته و چاره می طلبیدند.
لکستانیان به دلیری مشهور بودند و سیمکو از حمله به آنجا خودداری می کرد، ولی فشار آورده پول می خواست. چنان که یک بار پنج هزار تومان طلبید، و بعداً پانزده هزار فشنگ می خواست. مردم لکستان به تهران و تبریز تلگراف فرستاده دادخواهی می نمودند، ولی پاسخی نمی شنیدند.
از نیمه های آذرماه اسماعیل آقا برای حمله به لکستان نیرو جمع می کرد و به میان کردان آواز انداخته آنان را به همدستی فرا می خواند. لکستانیان چون این را شنیدند آماده جنگ و مقاومت شدند؛ از نه آبادی در دو جا که یکی «سلطان احمد» و دیگری «قره قشلاق» بود گرد آمدند و زنان و فرزندان خود را نیز همراه آوردند. روی هم رفته هشت هزار و هفتصد نفر بودند ولی بیش از سیصد و چهل نفر اسلحه نداشتند. با این نیروی کم دل به پافشاری و ایستادگی نهادند. رهبر مدافعان مسعود دیوان و برادرش صادق خان بودند. از بزرگان لکستان تیمور یاور حبشی و حاجی رضا قره قشلاقی و کربلائی ابراهیم خان قزلجه و پسر حاج قهرمان سلطان احمدی نیز جزو یاران مسعود دیوان و رؤسای تفنگداران لکستان بودند. قبل از شروع حملۀ کردها، کاظم خان نیز با پنجاه نفر از یاران خود به کمک مردم لکستان آمده بود.


کلمات دیگر: