ابومکیة. [ اَ م َک ْ کی ی َ ] (اِخ ) فرزدق و این کنیت دیگر اوست و از آنرو وی را ابومکیّه گویند که او را دختری مسماة بمکیّه بوده است .
ابومکیه
لغت نامه دهخدا
( ابومکیة ) ابومکیة. [ اَ م َک ْ کی ی َ ] ( اِخ ) فرزدق و این کنیت دیگر اوست و از آنرو وی را ابومکیّه گویند که او را دختری مسماة بمکیّه بوده است.
کلمات دیگر: