ابونظر. [ اَ ن َ ؟ ] (اِخ ) محمدبن اسحاق بن اسباط کندی نحوی . رجوع به محمد... شود.
ابونظر
لغت نامه دهخدا
ابونظر. [ اَ ن َ ؟ ] ( اِخ ) عبدالعزیزبن منصور مروزی متخلص به عسجدی. رجوع به عسجدی شود.
ابونظر. [ اَ ن َ ؟ ] ( اِخ ) محمدبن اسحاق بن اسباط کندی نحوی. رجوع به محمد... شود.
ابونظر. [ اَ ن َ ؟ ] ( اِخ ) محمدبن اسحاق بن اسباط کندی نحوی. رجوع به محمد... شود.
ابونظر. [ اَ ن َ ؟ ] (اِخ ) عبدالعزیزبن منصور مروزی متخلص به عسجدی . رجوع به عسجدی شود.
کلمات دیگر: