کلمه جو
صفحه اصلی

ابومصلح

لغت نامه دهخدا

ابومصلح. [ اَ م ُ ل ِ ] ( اِخ ) نضربن مشرس. محدث است و ابونعیم قاری بلخی از او روایت کند.


کلمات دیگر: