کلمه جو
صفحه اصلی

ابیلی

لغت نامه دهخدا

ابیلی . [ اَ لی ی ] (ع ص ، اِ) اَبیل . سر زاهدان نصاری :
و ما ابیلی ّ علی هیکل
بناه و صلَّب فیه و صارا.

(از جوالیقی ).



ابیلی . [ اُ ] (ع اِ) نامی از نامهای زنان عرب .


ابیلی. [ اُ ] ( ع اِ ) نامی از نامهای زنان عرب.

ابیلی. [ اَ لی ی ] ( ع ص ، اِ ) اَبیل. سر زاهدان نصاری :
و ما ابیلی علی هیکل
بناه و صلَّب فیه و صارا.
( از جوالیقی ).

دانشنامه عمومی

ابیلی (به فرانسوی: Abilly) یک کمون در فرانسه با جمعیت ۱٬۱۰۴ نفر است که در Canton of Descartes واقع شده است.
فهرست شهرهای فرانسه
۱ داده های فرانسه رودخانه و دریاچه و یخچال ها را در نظر نگرفته است > ۱ km² (۰٫۳۸۶ مایل مربع یا ۲۴۷ هکتار)


کلمات دیگر: