کلمه جو
صفحه اصلی

کندگ

لغت نامه دهخدا

کندگ. [ ک َ دَ ] ( اِ ) خندق. مغاک. ( ناظم الاطباء ). کنده. رجوع به کنده شود.

دانشنامه عمومی

کُندَگ یا کوند برپایه مزدیسنا نام دیوی است که جادوگران بر پشت آن سوار می گردند. این نام در پهلوی kundag و در اوستایی -kunda می باشد.
مهرداد بهار، پژوهشی در اساطیر ایران، چاپ پنجم، پاییز ۱۳۸۴، نشر آگه. شابک ‎۹۶۴-۳۲۹-۰۰۹-۳
کوند یک دیو از اساطیر ایران در عصر باستان می باشد. کوند دیو مستی و سستی است و جنسیّت او، نر است. ماده آن، دیو زنی است که بدان کوندیره می گویند.
کوند و کوندیره، هر دو از دشمنان سروش هستند.


کلمات دیگر: