کلمه جو
صفحه اصلی

عیایل

لغت نامه دهخدا

عیایل. [ ع َ ی ِ ] ( ع اِ ) عیائل. رجوع به عیائل شود.

عیائل. [ ع َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ عَیِّل. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به عیل شود. || جج ِ عَیِّل. ( از منتهی الارب ). رجوع به عیل و عیال شود.


کلمات دیگر: