کلمه جو
صفحه اصلی

کندلی

لغت نامه دهخدا

کندلی. [ ک َ ن َ دَ ] ( اِخ ) حیدرآباد. روستائی در بخش حومه شهرستان خوی. و رجوع به حیدرآباد شود.

کندلی. [ ک َ دَ لا ] ( ع اِ )کندلاء. گیاهی است که به آب دریا روید، معروف به شوری . پوست آن زعفران رنگ است و بدان پوست پیرایند و صمغ آن جهت باه نافع و جید. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

کندلی . [ ک َ دَ لا ] (ع اِ)کندلاء. گیاهی است که به آب دریا روید، معروف به شوری . پوست آن زعفران رنگ است و بدان پوست پیرایند و صمغ آن جهت باه نافع و جید. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).


کندلی . [ ک َ ن َ دَ ] (اِخ ) حیدرآباد. روستائی در بخش حومه ٔ شهرستان خوی . و رجوع به حیدرآباد شود.



کلمات دیگر: