صفحه اصلی
سوسن گوش
بستن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کنایه از عدم سازگاری و موافقت باشد مطلقا همچون آب و آتش
لغت نامه دهخدا
سوسن گوش. [ سو س َ ] ( ص مرکب ) اسبی که گوش آن بشکل سوسن باشد. ( ناظم الاطباء ).
کلمات دیگر: