کلمه جو
صفحه اصلی

عیدیه

لغت نامه دهخدا

( عیدیة ) عیدیة. [ دی ی َ ] ( ص نسبی ) نجائب عیدیة؛ شتران نجیب منسوب بسوی عید، نام فحل. یا منسوب بسوی عیدبن ندغی بن مهرةبن حیدان. یا بسوی عادبن عاد یا عادی بن عاد. یا بسوی بنی عیدبن آمری. ( منتهی الارب ). و رجوع به تاج العروس شود.

عیدیة. [ دی ی َ ] (ص نسبی ) نجائب عیدیة؛ شتران نجیب منسوب بسوی عید، نام فحل . یا منسوب بسوی عیدبن ندغی بن مهرةبن حیدان . یا بسوی عادبن عاد یا عادی بن عاد. یا بسوی بنی عیدبن آمری . (منتهی الارب ). و رجوع به تاج العروس شود.



کلمات دیگر: