کلمه جو
صفحه اصلی

عیانه

لغت نامه دهخدا

عیانة. [ ع ُ ن َ ] (اِخ ) قلعه ای است به یمن . (منتهی الارب ). قلعه ای است از قلاع ذمار در یمن ازآن ِ فرزندان عمران بن زید. (از معجم البلدان ).


عیانة. [ ن َ ] (اِخ ) موضعی است در دیار بنی حارث بن کعب بن خزاعة، و نام آن در شعر مسیب بن علس آمده است . رجوع به معجم البلدان شود.


عیانة. [ ن َ ] (ع مص ) خبر آوردن برای قوم . || جاسوس و عین شدن بر قوم . (از اقرب الموارد). دیدبانی کردن . (دهار): بعثنا عیانةً؛ جاسوس فرستادیم تا خبر آرد. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || چشم زخم شدن . (آنندراج ).


( عیانة ) عیانة. [ ن َ ] ( ع مص ) خبر آوردن برای قوم. || جاسوس و عین شدن بر قوم. ( از اقرب الموارد ). دیدبانی کردن. ( دهار ): بعثنا عیانةً؛ جاسوس فرستادیم تا خبر آرد. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || چشم زخم شدن. ( آنندراج ).

عیانة. [ ن َ ] ( اِخ ) موضعی است در دیار بنی حارث بن کعب بن خزاعة، و نام آن در شعر مسیب بن علس آمده است. رجوع به معجم البلدان شود.

عیانة. [ ع ُ ن َ ] ( اِخ ) قلعه ای است به یمن. ( منتهی الارب ). قلعه ای است از قلاع ذمار در یمن ازآن ِ فرزندان عمران بن زید. ( از معجم البلدان ).

دانشنامه عمومی

عیانه (روستا). عیانه (در عربی: العَیانة )نام روستایی است در دهستان ذُوعَید از توابع استان مَحویت در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.
المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).
جمعیت آن (۶۶ ) نفر (۵ خانوار) می باشد.


کلمات دیگر: