کلمه جو
صفحه اصلی

عیاهمه

لغت نامه دهخدا

( عیاهمة ) عیاهمة. [ ع ُ هَِ م َ] ( ع ص ) استوار از هر چیزی. || شتر ماده ٔپیشرو. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). ناقه سریع.( از اقرب الموارد ). عَیهامة. رجوع به عیهامة شود.

عیاهمة. [ ع ُ هَِ م َ] (ع ص ) استوار از هر چیزی . || شتر ماده ٔپیشرو. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ناقه ٔ سریع.(از اقرب الموارد). عَیهامة. رجوع به عیهامة شود.



کلمات دیگر: