کلمه جو
صفحه اصلی

عیثی

لغت نامه دهخدا

عیثی. [ ع َ ثا ] ( ع ص ) مؤنث عَیثان باشد. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عَیْثان شود.

عیثی. [ ع َ ثا ] ( ع اِ ) شگفت و عجب. ( منتهی الارب ). کلمه تعجب است : عیثی له ؛ شگفت و عجب است ازبرای او. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ).

عیثی. ( ع فعل امر ) به صیغه امر، در مثل گویند: «عیثی جعار». و این مثل را در ابطال چیزی و تکذیب آن گویند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به جَعار شود.

عیثی . (ع فعل امر) به صیغه ٔ امر، در مثل گویند: «عیثی جعار». و این مثل را در ابطال چیزی و تکذیب آن گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به جَعار شود.


عیثی . [ ع َ ثا ] (ع اِ) شگفت و عجب . (منتهی الارب ). کلمه ٔ تعجب است : عیثی له ؛ شگفت و عجب است ازبرای او. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).


عیثی . [ ع َ ثا ] (ع ص ) مؤنث عَیثان باشد. (از اقرب الموارد). رجوع به عَیْثان شود.



کلمات دیگر: