کلمه جو
صفحه اصلی

عیثره

لغت نامه دهخدا

( عیثرة ) عیثرة. [ ع َ ث َ رَ] ( ع مص ) روان دیدن مرغ را، پس زجر کردن آنرا. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). دیدن شخص مرغ را در حال پرواز کردن ، پس زجر کردن آنرا. || معاینه کردن و تشخیص دادن چیزی را. ( از اقرب الموارد ).

عیثرة. [ ع َ ث َ رَ] (ع مص ) روان دیدن مرغ را، پس زجر کردن آنرا. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). دیدن شخص مرغ را در حال پرواز کردن ، پس زجر کردن آنرا. || معاینه کردن و تشخیص دادن چیزی را. (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: