کلمه جو
صفحه اصلی

عیران

لغت نامه دهخدا

عیران. [ ع َ ی َ ] ( ع مص ) ترک گفتن شتر، ماده شتر دم برداشته را و روان گشتن بسوی دیگری جهت گشنی. ( از ذیل اقرب الموارد از لسان ). و رجوع به عَیر ( مص ) شود.

عیران. [ ع َ ] ( ع اِ ) تثنیه عیر. دو برآمدگی از پی و گوشت ، که ستون فقرات را از دو طرف بردارند. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عیر شود.

عیران. ( ع اِ ) گروه ملخ از هر گونه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گروههای متفرق از ملخ. ( از اقرب الموارد ).

عیران. ( ع ص ، اِ ) ج ِ أعور. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به اعور شود.

عیران . (ع اِ) گروه ملخ از هر گونه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گروههای متفرق از ملخ . (از اقرب الموارد).


عیران . (ع ص ، اِ) ج ِ أعور. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به اعور شود.


عیران . [ ع َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ عیر. دو برآمدگی از پی و گوشت ، که ستون فقرات را از دو طرف بردارند. (از اقرب الموارد). رجوع به عیر شود.


عیران . [ ع َ ی َ ] (ع مص ) ترک گفتن شتر، ماده شتر دم برداشته را و روان گشتن بسوی دیگری جهت گشنی . (از ذیل اقرب الموارد از لسان ). و رجوع به عَیر (مص ) شود.



کلمات دیگر: