کلمه جو
صفحه اصلی

ادلاج

لغت نامه دهخدا

ادلاج. [اِ ] ( ع مص ) در اول شب رفتن. ( زوزنی ). به اول شب رفتن. ( منتهی الارب ). و بعضی در تمام شب گفته اند. بشب رفتن. شبگیر کردن. رفتن در شب. ( تاج المصادر بیهقی ).

ادلاج. [ اِدْ دِ ] ( ع مص ) رفتن به آخر شب. ( تاج المصادر بیهقی ). به آخر شب رفتن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ).

ادلاج . [ اِدْ دِ ] (ع مص ) رفتن به آخر شب . (تاج المصادر بیهقی ). به آخر شب رفتن . (زوزنی ) (منتهی الارب ).


ادلاج . [اِ ] (ع مص ) در اول شب رفتن . (زوزنی ). به اول شب رفتن . (منتهی الارب ). و بعضی در تمام شب گفته اند. بشب رفتن . شبگیر کردن . رفتن در شب . (تاج المصادر بیهقی ).



کلمات دیگر: