ادماء. [ اِ ] ( ع مص ) خون آلودکردن. ( تاج المصادر بیهقی ). خون آلوده گردانیدن. ( منتهی الارب ). || خون انداختن. خون برآوردن.
ادماء. [ اَ ] ( ع ص ) تأنیث آدم. گندمگون. || آهوی ماده سفید و شتر ماده سفید. ( آنندراج ). ج ، اُدمانه ، اُدم.
ادماء. [ اُ ] ( اِخ ) موضعی است بین خیبرو دیار طیی و غدیر مُطرق آنجاست. ( معجم البلدان ).
ادماء. [ اَ ] ( ع ص ) تأنیث آدم. گندمگون. || آهوی ماده سفید و شتر ماده سفید. ( آنندراج ). ج ، اُدمانه ، اُدم.
ادماء. [ اُ ] ( اِخ ) موضعی است بین خیبرو دیار طیی و غدیر مُطرق آنجاست. ( معجم البلدان ).