مترادف خزان دیده : خزان رسیده، خزان زده، پژمرده، خشکیده، زرد شده
خزان دیده
مترادف خزان دیده : خزان رسیده، خزان زده، پژمرده، خشکیده، زرد شده
لغت نامه دهخدا
خزان دیده. [ خ َ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) خزان رسیده. پژمرده. ( آنندراج ) :
لیلی سمن خزان ندیده
مجنون چمن خزان رسیده.
لیلی سمن خزان ندیده
مجنون چمن خزان رسیده.
نظامی.
پیشنهاد کاربران
زرد شده، زردی گرفته، سرما زده، پژمرده
پژمرده، خشکیده، زرد شده
کلمات دیگر: