کلمه جو
صفحه اصلی

استناحه

لغت نامه دهخدا

( استناحة ) استناحة. [ اِ ت ِ ح َ ] ( ع مص ) نوحه کردن با بانگ و فریاد. || گریستن مرد. ( منتهی الارب ). || گریانیدن دیگری را. دیگری را گریانیدن. ( منتهی الارب ).

استناحة. [ اِ ت ِ ح َ ] (ع مص ) نوحه کردن با بانگ و فریاد. || گریستن مرد. (منتهی الارب ). || گریانیدن دیگری را. دیگری را گریانیدن . (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: