توتیائی است که ادویه چند در آب غوره انگور سلایه کنند و برای تقویت بصارت در چشم کشند ٠
توتیای غوره
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
توتیای غوره. [ ی ِ رَ / رِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) توتیائی است که ادویه ای چند در آب غوره انگور صلایه کنند و برای تقویت بصارت در چشم کشند. ( بهار عجم ) ( آنندراج ) :
علاج خویش کن از توتیای غوره می
ترا که دیده به گلهای باغ روشن نیست.
روی ترش اهل دنیا توتیای غوره است.
دیده ها از حسرت این توتیا گِل می کشند.
علاج خویش کن از توتیای غوره می
ترا که دیده به گلهای باغ روشن نیست.
وحید ( از آنندراج ).
چشم عبرت که ترا باز است بر وضع جهان روی ترش اهل دنیا توتیای غوره است.
محسن تأثیر ( ایضاً ).
خاک رز در چشم مستان توتیای غوره است دیده ها از حسرت این توتیا گِل می کشند.
سالک یزدی ( ایضاً ).
رجوع به توتیا و دیگر ترکیبهای آن شود.کلمات دیگر: