توخته کردن. [ تو ت َ / ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جمع کردن. فراهم کردن :
از چشم باز توخته کن لقمه های بوم
وز ران شیر ساخته کن طعمه شغال.
از چشم باز توخته کن لقمه های بوم
وز ران شیر ساخته کن طعمه شغال.
مجد همگر.
رجوع به توختن و توخته و دیگر ترکیبهای آن شود.