carp
بهانه گرفتن
فارسی به انگلیسی
to pick quarrels, to nag
فرهنگ فارسی
بهانه گیری . پی موضوع مجعول گردیدن . ایراد گرفتن .
لغت نامه دهخدا
بهانه گرفتن. [ ب َ ن َ / ن ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بهانه گیری. پی موضوع مجعول گردیدن. ایراد گرفتن :
صوفی و کنج خلوت سعدی و طرف صحرا
صاحب هنر نگیرد بر بی هنر بهانه.
هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر.
صوفی و کنج خلوت سعدی و طرف صحرا
صاحب هنر نگیرد بر بی هنر بهانه.
سعدی.
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیرهر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر.
حافظ.
و رجوع به ماده بعد شود.کلمات دیگر: