کلمه جو
صفحه اصلی

استناء

لغت نامه دهخدا

( استنآء ) استنآء. [اِ ت ِن ْ ] ( ع مص ) استناءة. رجوع به استناءَة شود.
استناء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص )آب کشیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). استقاء. ( زوزنی ).

استناء. [ اِ ت ِ ] (ع مص )آب کشیدن . (تاج المصادر بیهقی ). استقاء. (زوزنی ).



کلمات دیگر: