کلمه جو
صفحه اصلی

به گزین کردن

فرهنگ فارسی

انتخاب کردن ٠ اختیار نمودن ٠

لغت نامه دهخدا

به گزین کردن. [ ب ِه ْ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) انتخاب کردن. اختیار نمودن :
ای ماهروی بر سر ما هر زمان ز جور
چون دور آسمان دگری به گزین مکن.
سنایی.


کلمات دیگر: