قیمت کردن
بهائی کردن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بهائی کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قیمت کردن :
بهائی کنند آنچه آمد خوشم
درم پیش خواهم به ایشان کشم.
خرنده نداری بهائی مکن.
بهائی کنند آنچه آمد خوشم
درم پیش خواهم به ایشان کشم.
فردوسی.
تو با شهریار آشنایی مکن خرنده نداری بهائی مکن.
فردوسی.
کلمات دیگر: