کلمه جو
صفحه اصلی

استلامه

لغت نامه دهخدا

( استلامة ) استلامة. [ اِ ت ِ م َ ] ( ع مص ) مرتکب کاری قابل نکوهش شدن : استلام الیهم ؛ کاری کرد با ایشان که بدان ملامت کنند وی را.

استلامة. [ اِ ت ِ م َ ] (ع مص ) مرتکب کاری قابل نکوهش شدن : استلام الیهم ؛ کاری کرد با ایشان که بدان ملامت کنند وی را.



کلمات دیگر: