کلمه جو
صفحه اصلی

توجده

لغت نامه دهخدا

( توجدة ) توجدة. [ ج ِ دَ ] ( ع اِ ) بقلةالاوجاع . آذان الجدی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). در مغرب بقلةالاوجاع است و این کلمه را در بعضی از بادیه های عرب نشین افریقا شنیده ام و آن اسم نباتی است. ( از دزی ج 1 ص 154 ). رجوع به توجره شود.

توجدة. [ ج ِ دَ ] (ع اِ) بقلةالاوجاع . آذان الجدی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). در مغرب بقلةالاوجاع است و این کلمه را در بعضی از بادیه های عرب نشین افریقا شنیده ام و آن اسم نباتی است . (از دزی ج 1 ص 154). رجوع به توجره شود.



کلمات دیگر: