کلمه جو
صفحه اصلی

استهانه

لغت نامه دهخدا

( استهانة ) استهانة. [ اِ ت ِ ن َ ] ( ع مص ) استهانت. اهانت. سبک داشت. خوار گرفتن. خوار شمردن. ( غیاث ). سبک داشتن. حقیر شمردن. استخفاف کردن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( مجمل اللغه ). استحقار.
- استهانت کردن ؛ استخفاف کردن. اهانت کردن. توهین کردن. سبک گرفتن.

استهانة. [ اِ ت ِ ن َ ] (ع مص ) استهانت . اهانت . سبک داشت . خوار گرفتن . خوار شمردن . (غیاث ). سبک داشتن . حقیر شمردن . استخفاف کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (مجمل اللغه ). استحقار.
- استهانت کردن ؛ استخفاف کردن . اهانت کردن . توهین کردن . سبک گرفتن .



کلمات دیگر: