کلمه جو
صفحه اصلی

استهامه

لغت نامه دهخدا

( استهامة ) استهامة. [ اِ ت ِ م َ ] ( ع مص ) سرگشته شدن. شیفته شدن. دل به چیزی رفتن. شیفته دل شدن. سرگشته و آشفته و ازجای رفته و رنجور از عشق شدن. || شیفته گردانیدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ).

استهامة. [ اِ ت ِ م َ ] (ع مص ) سرگشته شدن . شیفته شدن . دل به چیزی رفتن . شیفته دل شدن . سرگشته و آشفته و ازجای رفته و رنجور از عشق شدن . || شیفته گردانیدن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ).



کلمات دیگر: