کلمه جو
صفحه اصلی

استنامه

لغت نامه دهخدا

( استنامة ) استنامة. [ اِ ت ِ م َ ] ( ع مص ) آرمیدن. قرار گرفتن. ( منتهی الارب ). بیارامیدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || خویشتن را خوابیده نمودن. ( منتهی الارب ). خود را بخواب زدن. خواب کردن.

استنامة. [ اِ ت ِ م َ ] (ع مص ) آرمیدن . قرار گرفتن . (منتهی الارب ). بیارامیدن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). || خویشتن را خوابیده نمودن . (منتهی الارب ). خود را بخواب زدن . خواب کردن .



کلمات دیگر: