پنج فرسنگی مشرق شیراز است محصول شتوی آن دیمی است
گشنه کان
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گشنه کان. [ گ ُ ن َ ] ( اِخ ) قریه ای است یک فرسنگی مغرب اصطهبانات. ( فارسنامه ناصری ).
گشنه کان.[ گ ُ ن َ ] ( اِخ ) پنج فرسنگی مشرق شیراز محصول شتوی آن دیمی است و صیفی آن از آب چاه اندک شور و تنباکوی آن شهرتی دارد. ( فارسنامه ناصری گفتار دوم ص 194 ).
گشنه کان.[ گ ُ ن َ ] ( اِخ ) پنج فرسنگی مشرق شیراز محصول شتوی آن دیمی است و صیفی آن از آب چاه اندک شور و تنباکوی آن شهرتی دارد. ( فارسنامه ناصری گفتار دوم ص 194 ).
گشنه کان . [ گ ُ ن َ ] (اِخ ) قریه ای است یک فرسنگی مغرب اصطهبانات . (فارسنامه ٔ ناصری ).
گشنه کان .[ گ ُ ن َ ] (اِخ ) پنج فرسنگی مشرق شیراز محصول شتوی آن دیمی است و صیفی آن از آب چاه اندک شور و تنباکوی آن شهرتی دارد. (فارسنامه ٔ ناصری گفتار دوم ص 194).
کلمات دیگر: