بر سر آب بر آمدن شیر و آب خالص در تحت آن ماندن یا کف بر آوردن دیگ یا کفک از دیگ گرفتن
کثا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کثا. [ ک َ ] ( ع اِ ) منداب. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به منداب شود.
( کثاً ) کثاً. [ ک ُ ث َن ْ ] ( ع اِ ) ج ِ کثاء. رجوع به کثا شود.
( کثاً ) کثاً. [ ک ُ ث َن ْ ] ( ع اِ ) ج ِ کثاء. رجوع به کثا شود.
کثا. [ ک َ ] (ع اِ) منداب . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به منداب شود.
کلمات دیگر: