۱ - آنکه دهانی گشاد دارد . ۲ - خوشرو خوشحال خنده رو .
گشاده دهان
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گشاده دهان. [ گ ُ دَ / دِ دَ ]( ص مرکب ) آنکه دهانی گشاد و فراخ دارد :
سری که اهل قلم پیش او قلم کردار
همیشه بسته میانندی و گشاده دهان.
سری که اهل قلم پیش او قلم کردار
همیشه بسته میانندی و گشاده دهان.
سوزنی.
|| خوشرو. خنده رو. خوشحال. خندان. طلق الوجه.کلمات دیگر: