کلمه جو
صفحه اصلی

متخمه

لغت نامه دهخدا

( متخمة ) متخمة. [ م َ خ َ م َ ] ( ع ص ) ( از «وخ م » ) طعامی که تخمه آرد. ( منتهی الارب ) طعام متخمة؛ طعامی که تخمه آرد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

متخمة. [ م َ خ َ م َ ] (ع ص ) (از «وخ م ») طعامی که تخمه آرد. (منتهی الارب ) طعام متخمة؛ طعامی که تخمه آرد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: