کلمه جو
صفحه اصلی

انشاط

فرهنگ فارسی

چاه نزدیک تک که دلواز آن بیک کشیدن بر آید .

لغت نامه دهخدا

انشاط. [ اِ ] ( ع مص ) فربه گردانیدن علف ستور را. || خداوند ستور بانشاط شدن ، یا خوش اهل گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). خداوند ستور نشاطی گشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || گزیدن مار. || گره گشادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). گشادن گره. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). || دراز کردن گره یا بند شتران. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). دراز کردن پای بند شتران. ( آنندراج ). دراز کردن انشوطة عقال و گشودن آن. ( از اقرب الموارد ). || ربودن چیزی را. || استوار کردن. || بی قصد گرفتن شتران را و راندن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

انشاط. [ اَ / اِ ] ( ع اِ ) چاه نزدیک تک که دلو از آن به یک کشیدن برآید. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به ذیل اقرب الموارد شود.

انشاط. [ اَ / اِ ] (ع اِ) چاه نزدیک تک که دلو از آن به یک کشیدن برآید. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به ذیل اقرب الموارد شود.


انشاط. [ اِ ] (ع مص ) فربه گردانیدن علف ستور را. || خداوند ستور بانشاط شدن ، یا خوش اهل گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). خداوند ستور نشاطی گشتن . (تاج المصادر بیهقی ). || گزیدن مار. || گره گشادن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). گشادن گره . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ). || دراز کردن گره یا بند شتران . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). دراز کردن پای بند شتران . (آنندراج ). دراز کردن انشوطة عقال و گشودن آن . (از اقرب الموارد). || ربودن چیزی را. || استوار کردن . || بی قصد گرفتن شتران را و راندن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).



کلمات دیگر: