به فکر افتادن اندیشه جان گرفتن . به فکر جان افتادن .
اندیشه گرفتن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اندیشه گرفتن. [ اَ ش َ / ش ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بفکر افتادن. اندیشه جان گرفتن. بفکر جان افتادن. ( از یادداشتهای لغت نامه ) :
از آن کوه راه بیابان گرفت
غمی گشت و اندیشه جان گرفت.
از آن کوه راه بیابان گرفت
غمی گشت و اندیشه جان گرفت.
فردوسی.
کلمات دیگر: