کلمه جو
صفحه اصلی

انزبان

لغت نامه دهخدا

انزبان. [ اِ زِ ] ( ع مص ) یکسو شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تنحی. به یک سو رفتن. ( از اقرب الموارد ).


کلمات دیگر: