فرا کشتن آمدن . با کشتن دادن
اقتال
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اقتال. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قِتْل. رجوع به قتل شود.
اقتال.[ اِ ] ( ع مص ) فرا کشتن آمدن. ( تاج المصادر بیهقی ).با کشتن دادن. ( المصادر زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || به قتلگاه فرستادن. ( منتهی الارب ). به قتلگاه بردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
اقتال.[ اِ ] ( ع مص ) فرا کشتن آمدن. ( تاج المصادر بیهقی ).با کشتن دادن. ( المصادر زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || به قتلگاه فرستادن. ( منتهی الارب ). به قتلگاه بردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
اقتال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ قِتْل . رجوع به قتل شود.
اقتال .[ اِ ] (ع مص ) فرا کشتن آمدن . (تاج المصادر بیهقی ).با کشتن دادن . (المصادر زوزنی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || به قتلگاه فرستادن . (منتهی الارب ). به قتلگاه بردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
کلمات دیگر: