کلمه جو
صفحه اصلی

اقذاء

لغت نامه دهخدا

اقذاء. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قِذی ̍. ( از اقرب الموارد )( از ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). رجوع به قذی شود.

اقذاء. [ اِ ] ( ع مص ) خاشاک انداختن در چشم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). خاشه در چشم افکندن. ( تاج المصادر بیهقی ). || خاشاک برآوردن از چشم. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). ازلغات اضداد است. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

اقذاء. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ قِذی ̍. (از اقرب الموارد)(از ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). رجوع به قذی شود.


اقذاء. [ اِ ] (ع مص ) خاشاک انداختن در چشم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). خاشه در چشم افکندن . (تاج المصادر بیهقی ). || خاشاک برآوردن از چشم . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ازلغات اضداد است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: