کلمه جو
صفحه اصلی

اداله

لغت نامه دهخدا

( ادالة ) ادالة. [ اِ ل َ ] ( ع مص ) دولت دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( مؤید الفضلاء ). غنیمت دادن. || چیره کردن. چیره گردانیدن. غالب گردانیدن : ادالنا اﷲ من عدوّنا؛ چیره گرداناد خدای ما را بر دشمن. || نصرت دادن. ( مؤید الفضلاء ) ( آنندراج ). یاری دادن. یاری کردن : فکان ذلک مما دعا الناس الی ان نعوا علیهم افعالهم [ افعال بنی مروان ] و ادالوا بالدعوة العباسیة منهم. ( مقدمه ابن خلدون ). || تغییر دادن.

ادالة. [ اِ ل َ ] (ع مص ) دولت دادن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (مؤید الفضلاء). غنیمت دادن . || چیره کردن . چیره گردانیدن . غالب گردانیدن : ادالنا اﷲ من عدوّنا؛ چیره گرداناد خدای ما را بر دشمن . || نصرت دادن . (مؤید الفضلاء) (آنندراج ). یاری دادن . یاری کردن : فکان ذلک مما دعا الناس الی ان نعوا علیهم افعالهم [ افعال بنی مروان ] و ادالوا بالدعوة العباسیة منهم . (مقدمه ٔ ابن خلدون ). || تغییر دادن .



کلمات دیگر: