کلمه جو
صفحه اصلی

انشاد

فارسی به انگلیسی

reciting verses

فرهنگ فارسی

تعریف گمشدهای راکردن ودرطلب آن رفتن ، راهنمایی کردن ، هجوکردن ، شعرخواندن، خواندن شعرکسی رابرای دیگری
۱ - تعریف و وصف کردن گمشده را. ۲ - هجو کردن . ۳ - شعر کسی را خواندن برای دیگری بر خواندن خواندن و آوردن شعر از دیگری مقابل انشائ .

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع . ] (مص ل . ) شعر خواندن .

لغت نامه دهخدا

انشاد. [ اِ ] ( ع مص ) تعریف کردن گم شده را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تعریف گم شده کردن. ( آنندراج ). تعریف کردن گم شده. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مؤید الفضلاء ). تعریف کردن گم شده را وراهنمایی کردن به او. ( از اقرب الموارد ). || تعریف کردن خواستن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).طلب راهنمایی کردن به گم شده ( ضد معنی اول ). ( از اقرب الموارد ). || هجو کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || سرودن. ( یادداشت مؤلف ). شعر خواندن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ) ( غیاث اللغات ). خواندن شعر دیگری ، مقابل انشاء. ( یادداشت مؤلف ). شعر کسی را خواندن برای دیگری. برخواندن. خواندن و آوردن شعر از دیگری. ( فرهنگ فارسی معین ).
- انشادسرای ؛ شعرخوان. ( آنندراج ).
- انشاد کردن ؛ خواندن. قرائت کردن. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به منشد شود.

فرهنگ عمید

۱. خواندن شعر کسی برای دیگری.
۲. شعر خواندن.
۳. هجو کردن.
۴. [قدیمی] راهنمایی کردن.
۵. [قدیمی] تعریف گمشده ای را کردن و در طلب آن رفتن.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] شعر دیگری را خواندن و همچنین اعلان گمشده را اِنشاد می گویند.
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۷۲۹.
...


کلمات دیگر: