( جوزالقطاة ) جوزالقطاة. [ ج َ زُل ْ ق َ ] ( ع اِ مرکب ) دانه ای است شبیه به کاکنج ، و قطا در خوردن او حریص و گیاه او پرشاخ و منبسط بر روی زمین و پرگره و نرم و برگش شبیه ببرگ خرفه و از آن عریضتر و غبارناک و منبسط او زمین نمناک و ثمرش مثل کاکنج پرده دار و در جوف پرده غلافی کوچک مایل بگرمی و خشکی و خوردن برگش جهت تقطیرالبول و جرب مثانه خصوصاً با طبیخ هلیون و عصاره برگ او جهت قولنج ریحی و خلطی نافع است. رجوع به تحفه حکیم مؤمن و مخزن الادویه شود.
جوزالقطاه
لغت نامه دهخدا
جوزالقطاة. [ ج َ زُل ْ ق َ ] (ع اِ مرکب ) دانه ای است شبیه به کاکنج ، و قطا در خوردن او حریص و گیاه او پرشاخ و منبسط بر روی زمین و پرگره و نرم و برگش شبیه ببرگ خرفه و از آن عریضتر و غبارناک و منبسط او زمین نمناک و ثمرش مثل کاکنج پرده دار و در جوف پرده غلافی کوچک مایل بگرمی و خشکی و خوردن برگش جهت تقطیرالبول و جرب مثانه خصوصاً با طبیخ هلیون و عصاره ٔ برگ او جهت قولنج ریحی و خلطی نافع است . رجوع به تحفه ٔ حکیم مؤمن و مخزن الادویه شود.
کلمات دیگر: